پروپوزال حسابداری بررسی ارتباط بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و کیفیت حسابرسی

مشاوره و آموزش انجام پایان نامه،پروپوزال،سمینار و پروژه های دانشجویی

در نمونه پروپوزال ارشد مدیریت مالی به دنبال ارائه طرحی جهت یادگیری دانشجویان ارشد با ساختار کلی پروپوزال هستیم که دانشجو بتواند با مطالعه پروپوزال در روند انجام پایان نامه ارشد آشنایی پیدا کند و توان تدوین پروپوزال و پایان نامه را داشته باشد.از آنجایی که دانشجویان در مقطع ارشد آشنایی اولیه ای با روند انجام پروپوزال و انجام پایان نامه ندارند و در این مسیر نیازمند مشاوره در انجام پایان نامه هستند بنابراین سعی شده است که با ارائه موضوعات پایان نامه،نمونه پروپوزال ارشد و نمونه پایان نامه ارشد دانشجویان را در این مسیر یاری رسانده و آشنایی لازم را در این مسیر کسب نمایند.لازم است که دانشجویان عزیر با دقت نمونه موضوعات پایان نامه و نمونه پروپوزال ها و پایان نام های ارائه شده را با دقت مطالعه نموده و با نمونه برداری از هر قسمت به تدوین پروپوزال و پایان نامه خود اقدام نمایند.امید است که در این راه بتوانیم همواره مشاور و همراه شما باشیم .

در قسمت دفاعیه پایان نامه نیز نمونه پاورپوینت ارشد قرار داده هست که دانشجویان بتوانند جهت اماده سازی پاورپوینت دفاع پایان نامه استفاده نمایند.یک دفاع موفق منوط به مطالعه با دقت پایان نامه و رفع اشکال پایان نامه و سپس ارائه پاورپوینت با قسمت های پایان نامه همراه با آرامش در زمان دفاع می باشد.موسسه ادیب مشاور همواره در تمامی این مراحل در کنار شما عزیزان خواهد بود.

 

‌تعريف مساله و بيان سؤالهاي اصلي تحقيق

سرمايه گذاران براي تصميم گيري، بر كميت، كيفيت و بموقع بودن اطلاعات افشا شده از سوي راهبران شركت ها اتكا مي كنند. نحوه برخورد سرمايه گذاران با اين اطلاعات و تصميمات آنها، ارزش بنگاه را شكل مي دهد. به عبارتي، حاکمیت شركتي منسجم و ساختار يافته نقش مهمي در جهت دهي به تصميمات سرمايه گذاران و بازيگران در بازار سرمايه و تحقق بازارهاي سرمايه با ارزش بالا ايفاد ميكند(کاشانی و همکاران، 1389). بعلاوه تصميمات مربوط به آينده، همواره با عدم اطمينان روبرو است و كساني در رقابت پيروز ميشوند كه بتوانند آينده را پيشبيني و بر اساس آن اقدام به تصميمگيري كنند. با گسترش روزافزون دانش بشري، امكان پيشبيني بهتر آينده فراهم شده است. در حوزه حسابداري نيز مانند ساير علوم ميتوان از پيشبيني استفاده كرد (چارلز و همکاران، 2010). از ويژگيهاي لازم براي مربوط بودن اطلاعات حسابداري، سودمندي در پيش بيني است که بار ارزشی سود را مشخص می نماید. مفيد بودن اطلاعات براي پيش بيني بدين معني است كه اطلاعات حسابداري بايد به نحوي تهيه و ارائه شود كه به استفاده كنندگان اين اطلاعات در پيشبيني رويدادهاي اقتصادي آتي كمك كند (هازيني و همكاران، 2007).

صورتهاي مالي منبع اوليه اطلاعات مورد نياز در بازار سرمايه است. اطلاعات اين صورتها بايد براي استفاده كنندگان از اعتبار منطقي برخوردار باشد. یکی از مهمترین مکانیزمهای اعمال کنترل بر مدیران که منجر به بهبود کیفیت گزارشات مالی و کیفیت سود می گردد، کیفیت حسابرسی های انجام شده توسط حسابرسان می باشد، بر همین اساس بهبود کیفیت حسابرسی تا درجه زیادی بستگی به کیفیت موسسه حسابرسی دارد که حسابرسی صورتهای مالی را انجام می دهد. یکی از مهمترین عواملی که منجر به انجام حسابرسی با کیفیت می گردد اندازه موسسات حسابرسی بوده که نقش قابل توجهی بر استقلال حسابرس دارد. این استقلال منجر به بهبود کیفیت سود و بهبود کیفیت گزارشگری مالی می گردد.حسابرسان با ارزيابي مستقل صورتهاي مالي از صحت و بيطرفي اطلاعات اين صورتها و تهيه آن بر اساس اصول پذيرفته شده حسابداري گزارش ميدهند و به آن اعتبار مي بخشند (بهن و همکاران، 2007).

3-1) کیفیت حسابرسی

تعریفات متفاوتی در ارتباط با کیفیت ارائه شده است. دی آنجلو (1981) در تعریف خود، کیفیت حسابرسی را «ارزیابی (استنباط) بازار» از احتمال این موضوع تعریف کرده است که حسابرس:

  1. موارد تحریفات با اهمیت در صورت های مالی و یا سیستم حسابداری صاحب کار را کشف کند.
  2. تحریف با اهمیت کشف شده را گزارش نماید.

احتمال این که حسابرس موارد تحریفات با اهمیت را کشف کند به شایستگی حسابرس و احتمال این که حسابرس موارد تحریفات با اهمیت کشف شده را گزارش کند به استقلال حسابرس بستگی دارد(دی آنجلو، 1981). پالمروس[1](1988)کیفیت حسابرسی را بر حسب میزان اعتبار دهی حسابرسی تعریف می کند. از آنجا که هدف از حسابرسی ایجاد اطمینان نسبت به صورت های مالی است، کیفیت حسابرسی به این عنوان تعریف می شود که صورت های مالی حسابرسی شده عاری از تحریفات با اهمیت باشد. در واقع این تعریف، بر نتایج حسابرسی تأکید می نماید. یعنی قابلیت اطمینان به صورت های مالی حسابرسی شده،کیفیت حسابرسی را منعکس می کند. تیتمان و ترومن(1986) کیفیت حسابرسی را میزان صحت و درستی اطلاعاتی تعریف کرده اند که پس از حسابرسی در اختیار سرمایه گذاران قرار می گیرد. این تعریف مشابه تعریف پالمروس (1988) از کیفیت حسابرسی است. دیوید سون و نیو (1983) تعریف کیفیت حسابرسی را توانایی حسابرس در کشف و حذف تحریفات با اهمیت و نیز کشف دستکاری انجام شده در سود خالص می دانند

نقش و ماهیت حسابرسی در ارتباط با عدم قطعیت و تردیدهای حاکم بر کیفیت اطلاعات حسابرسی گزارش شده مطرح می شود. حسابرس در خط مقدم رسیدگی، گواهی گری، و نهایتا اعتبار بخشی به ادعاهای مندرج در صورت های مالی است. حسابرسی به عنوان یک ساز و کار اجتماعی برای کمک به نظارت و کنترل رفتار مدیران و به عنوان ابزار نظارتی دولت ها است. در بعد اقتصادی، حسابرس به عنوان داور بی طرف و مستقل در روابط اقتصادی، قراردادها، و کاهش مخاطرات بالقوه اطلاعات عمل می کند و اطمینان خاطر و آرامش تصمیم گیران و عموم جامعه را فراهم می آورد. به عبارت روشن تر، حسابرسی نقش های متعدد اجتماعی، اقتصادی، و روانشناختی را برعهده دارد(اوزیبی و همکاران، 2010). گزارش حسابرسی به عنوان محصول نهایی فرآیند حسابرسی، ماهیت کالای (خدمات)عمومی را دارد، که استفاده از آن مانع استفاده از دیگر خدمات عمومی نمی شود و مصرف آن نیز در انحصار هیچ مصرف کننده ای نیست(آدیمی و فاگبمی، 2010). این کالای عمومی همانند سایر کالاها و خدمات باید از کیفیت مناسبی برخوردار باشد تا تقاضا برای آن استمرار داشته باشد.اگر حسابرسی یک وسیله نظارتی باشد که نقش های متعدد مذکور را به عهده گیرد، پس با ثابت فرض کردن سایر شرایط، صورت های مالی که با کیفیت بالا حسابرسی شده اند، از قابلیت اتکاء و اعتماد بیشتری نزد مصرف کنندگان این کالا (خدمات) برخوردار خواهند بود(آندرو جکسن و همکاران[2]، 2008). افزایش کیفیت حسابرسی منجر به بهبود کیفیت گزارشگری مالی شده و این افزایش کیفیت از طریق بهبود کیفیت اقلام و اطلاعات مندرج در این گزارشات حصول می آید. به گونه ای که حسابرسان با کیفیت بر جنبه های تعهدی و نقدی صورت های مالی تمرکز نموده و با تعدیل رفتارهای فرصت طلبانه مدیران، شیو استفاده این مدیران از رویه های حسابداری را کنترل نموده به گونه ای که گزارشات قابل اعتماد بوده و عاری از هر گونه سوگیریهای منفعت طلبانه مبتنی بر رفتارهای فرصت طلبانه مدیران باشد. لذا مدیریت سود یکی از رفتارهایی است که با افزایش کیفیت حسابرسی کاهش می یابد و در واقع حسابرسان مستقل از طریق بهبود رسیدگی های خود و اصلاح شیوه گزاش دهی و در واقع بهبود کیفیت کار خود این اطمینان را به استفاده کنندگان از اطلاعات می دهند که این اطلاعات بدور از دستکاریهای مدیران بوده و بار ارزشی و قابلیت پیش بینی کنندگی آن بالا می باشد.

 

از ديدگاه استفاده كنندگان صورتهاي مالي، گزارش حسابرسي به دليل افزايش احتمال كشف اشتباهات با اهميت و موارد عدم رعايت اصول پذيرفته شده حسابداري بسيار با ارزش است( نمازي و همكاران، 1390). از اينرو،كيفيت بالاي حسابرسي، قابليت اتكاي گزارشگري را با كاهش خطاهاي عمدي و غيرعمدي در سودهاي تاريخي افزايش ميدهد و باعث می گردد که کیفیت پیش بینی ها که نمایان کننده بار ارزشی اطلاعات است افزایش و بهبود یابد (بکر و همکاران، 1998). دی­آنجلو[3](1981) کیفیت حسابرسی را به صورت احتمال کشف و گزارش اشتباه­های با اهمیت در صورت­های مالی تعریف می­کند. او به لحاظ نظری ارتباط بین کیفیت حسابرسی و اندازه­ی موسسه­ ی حسابرسی را مطرح کرد و معتقد بود موسسه­ های بزرگ شرکت­های بیشتری را حسابرسی می­کنند و کل حق ­الزحمه ى آن­ها بین شرکت­های صاحب کار تفکیک می­شود و به صاحب­کاران وابستگی ندارند. موسسه­ های حسابرسی بزرگ استقلال بیشتری دارند، بنابراین با کیفیت بیشتری به حسابرسی می­پردازند. دفوند و جیامبالو[4](1993) نیز معتقد است مدیران انگیزه ­های زیادی برای دستکاری سود دارند تا بتوانند به پیش­بینی­های تحلیلگران مالی تحقق ببخشند. بنابراین، اگر حسابرسی موسسه ­های بزرگ کیفیت بیشتری داشته باشند، باید انتظار داشت خطاهای پیش­بینی تحلیل­گران در شرکت­هایی که توسط موسسه­ های کوچک­تر رسیدگی شدند، بیشتر باشد. دیویدسون در تحقیق خود این موضوع را تایید می­کند. دای[5](1993) و لینوکس[6](1999) نیز در تحقیق های خود به همین نتیجه رسیدند. جنین و پیوت[7](2005) معتقدند حسابرسی می­تواند یکی از راه های جلوگیری و کاهش مدیریت سود باشد. زیرا اعتقاد بر این است، شرکت­هایی که صورت­های مالی حسابرسی شده ارائه کنند دارای محتوای اطلاعاتی و سود با کیفیت بیشتری هستند. اقلام تعهدی وابسته به قضاوت­های مدیران است و حسابرسی شرکت­هایی که اقلام تعهدی بیشتری دارند، نیز دشوارتر است. حسابرسی با کیفیت بالاتر، با احتمال بیشتری عملکرد­های حسابداری مورد تردید را کشف می­کند. زیرا موسسه های حسابرسی باکیفیت دارای تخصص، منابع و انگیزه ­های بیشتری برای کشف اشتباه و تقلب هستند.

وجود حسابرس با کیفیت یکی از اهداف اصلی نظارتی بنگاه ها می باشد. از بین معیارهای متفاوتی که برای کیفیت حسابرس مرود بررسی قرار گرفته، اندازه حسابرس یکی از معیارهایی است که بعنوان شاخص استقلال و شایستگی موسسات حسابرسی از آن یاد می شود(ولینبورگ، 1999؛ کوپلی و داتوت، 2002؛ فاربار، 2005).

از اينرو، معيار هايي نظير اندازه مؤسسات حسابرسي، قدمت و نام تجاري مؤسسات به عنوان جانشيني براي كيفيت حسابرسي در نظر گرفته مي شود (فرانسیس و همکاران، 2005؛ کان و همکاران، 2004) نتايج برخي از  پژوهش هاي تجربي انجام شده نيز بيانگر اين است كه مؤسسه هاي حسابرسي بزرگ، كيفيت بيشتري دركار حسابرسي پديد مي آورند در همين راستا، دي آنجلو (1981)  نيز چنين ابراز مي دارد كه كيفيت مؤسسات حسابرسي با اندازه مؤسسه حسابرسي و سهم اين مؤسسات از بازار حسابرسي رابطه مستقيم دارد. برخي از شواهد بيانگر اين است كه مؤسسات حسابرسي بزرگ همواره كيفيت حسابرسي بالاتري نسبت به مؤسسات حسابرسي كوچك ارائه مي كنند(حساس يگانه و آذين فر،1389). لذا با توجه به موارد مطرحه اندازه موسسات حسابرسی معیاری برای کیفیت حسابرسی تلقی می گردد. در نتیجه تغییر حسابرس از موسسات بزرگ به کوچک و یا بلعکس ممکن است ناشی از انگیزه هایی برای افزایش یا کاهش کیفیت حسابرسی باشد. مدیران یا مالکان متمرکز هنگام اختلاف عقیده با حسابرس و یا رویارویی با گزارش مشروط حسابرسان تمایل دارند که حسابرسان را تعویض نموده تا بتوانند تضاد منافع را به نفع خود پایان دهند(اندرسون و همکاران، 2004).

قابليت پيشبيني سود که تعیین کننده بار ارزشی سود می باشد نشان دهنده توان پيشبيني سود می باشد. در چارچوب هيأت استانداردهاي حسابداري مالي امريكا، قابليت پيشبيني به عنوان بخشي از ويژگي مربوط بودن مطرح و بدين صورت تعريف شده است: "كيفيت اطلاعات كه به استفاده كنندگان كمك ميكند تا احتمال پيشبيني صحيح نتايج حال يا آينده را افزايش دهند" (دیچو و ژانگ، 2009). انجمن حسابداري آمريكا، در بيانيه تئوري حسابداري چنين بيان ميكند: در تدوين استانداردها معيار جامع، مفيد بودن اطلاعات است. (واتز و زیمرمن، 1990). تقريبا ادبيات موجود در اين زمينه موضوع مفيد بودن را به تسهيل در تصميم گيري مرتبط ساخته است. در اتخاذ تصميم از مهمترين نكات مورد توجه، نتيجه تصميم است كه به دليل ارتباط نتيجه تصميم به آينده تعيين نتيجه و پيامد تصميم از طريق پيشبيني صورت ميگيرد. بنابراين، اطلاعات حسابداري براي اينكه بتواند در راستاي تسهيل تصميم گيري به سرمايه گذاران كمك كند، بايد داراي بار ارزشی بالایی برای پیش بینی آینده باشد (بانکر و چن، 2006). لذا با توجه به اينكه اطلاعات سودهاي تاريخي، شاخص مناسبي براي ارزيابي عملكرد آتي شركت نمي باشد،  پيشبيني سودهاي آتي از جايگاه ويژهاي برخوردار است. قدرت پيشبيني سودهاي آتي با وجود اطلاعات مالي قابل اتكا افزايش مييابد. تحقيقات انجام شده نشان ميدهد كه براي پيشبيني سودهاي آتي واحد اقتصادي، از اطلاعات ، سودهاي تاريخي گذشته استفاده ميشود (اسكيپر، 1991). مهمترین منابع شركتها براي پيشبيني سود، صورتهاي مالي شركتهاست. لذا، اعتبار و قابليت اتكاي اين صورتها حائز اهميت است (واتز و زيمرمن، 1990). کریشنان و همکاران (2000) دريافتند كه بازده بازار با گزارشهاي مالي حسابرسي شده توسط چهار موسسه بزرگ حسابرسي رابطه نزديكي دارد. بنابراين، آنان نتيجه گرفتند كه كيفيت حسابرسي، قابليت اتكاي گزارشهاي مالي را افزايش ميدهد.

ادبیات مرتبط با تحقیقهای مرتبط با حسابرسی عمدتا راجب این مسئله می باشد که موسسات حسابرسی به چه صورتی منجر به کیفیت بالاتر حسابرسی می گردد. ویژگی های مربوط به کیفیت بالاتر حسابرسی منجر به کاهش مدیریت سود، افزایش کیفیت سود و همچنین افزایش کیفیت گزارشگری مالی می گردد. افزایش کیفیت گزارشگری مالی باعث می شود که کیفیت اطلاعات افزایش رفته و سطح مربوط بودن و همچنین توانایی پیش بینی کنندگی آنها بهبود یابد. لذا بهبود کیفیت حسابرسی از طریق افزایش کیفیت گزارشگری مالی منجر به ارائه اطلاعاتی می گردد که بار ارزشی اطلاعاتی بالایی دارد و سرمایه گذاران را در پیش بینی آینده یاری رساند. از طرف دیگر یکی از مواردی که منجر به حسابرسی های با کیفیت تر می گردد اندازه موسسات حسابرسی می باشد زیرا موسسات بزرگتر همواره بدنبال حسابرسی های با کیفیت تر، استقلال بیشتر و شایستگی بالاتر می باشد بر همین اساس حسابرسان بزرگتر از طریق حسابرسی بهتر باعث گزارشات با کیفیت تر میگردد.  بارتو و همکاران[8](2000) در تحقیق خود برای ارزیابی کیفیت حسابرسی از شش موسسه­ی بزرگ حسابرسی استفاده کردند، آنان فرض کردند حسابرسی توسط این شش موسسه­ی بزرگ، دارای حداکثر کیفیت است و شرکت­های صاحب­کاری که موسسه­هایی غیر از شش موسسه­ی بزرگ آن­ها را حسابرسی می­کنند، سعی در ارائه­ی اقلام تعهدی اختیاری بیشتری برای ایجاد تغییر در سود دارند. نتایج تحقیق آنان نشان داد، شرکت­های صاحب­کار موسسه­های غیر از شش موسسه­ی بزرگ، اقلام تعهدی اختیاری را به طور متوسط معادل 1.5 تا 2.1 درصد از کل دارایی­ها، بیش از شرکت­های صاحب کار شش موسسه­ی بزرگ گزارش می­کنند. کارامانیس و لینوکس[9](2006) نیز نتیجه گرفتند بین حسابرسی موسسه­های بزرگ و کیفیت حسابرسی رابطه­ی مثبث وجود دارد.

3-2) حاکمیت شرکتی

بدنبال توسعه فعالیت های اقتصادی و پیشرفته تر شدن اقتصاد و تجارت، مالکیت از مدیریت تفکیک گردید. به همین دلیل نمایندگانی از طرف مالکان وظیفه مدیریت و راهبری بنگاه ها را بعهده گرفتند. این مسئله باعث بروز تضاد منافع بین راهبران و سایر ذینفعان موجود در بنگاه شد و باعث شد که اقداماتی جهت رفع این تضاد منافع انجام گیرد. مجومه عواملی که حافظ منافع ذینفعان متفاوت در شرکت هاست حاکمیت شرکتی گفته می گردد. صندوق بین‌المللی پول (IMF) و سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) در سال 2001 حاکمیت شرکتی را چنین تعريف کرده‌اند: ساختار روابط و مسوولیت‌ها در ميان یک گروه اصلی شامل سهامداران، اعضای هيات‌مدیره و مدیر عامل برای ترویج بهتر عملکرد رقابتی لازم جهت دستيابی به هدف‌های اولیه مشارکت. همان‌طوری که از این تعریف معلوم می‌شود OECD تلاش دارد تا حاکمیت شرکتی را طوری توصیف کند تا حتی‌الامکان انواع سیستم‌های مختلف حاکمیت شرکتی را در بر گیرد. فدراسیون بین‌المللی حسابداران (IFAC) در سال 2004 حاکمیت شرکتی را چنین تعریف کرده است: حاکمیت شرکتی (حاکمیت واحد تجاری) عبارت است از تعدادی مسوولیت‌ها و شیوه‌های به کار برده شده توسط هيات‌مدیره و مدیران موظف با هدف مشخص کردن مسیر استراتژیک که تضمین‌کننده دستيابی به هدف‌ها، کنترل ریسک‌ها و مصرف مسوولانه منابع است. حاكميت شركتي به مجموعه روش ها، سياست ها و قوانين ناظر بر هدايت و كنترل صحيح شركت اطلاق مي شود كه در روش اداره ي يك بنگاه و يا سازمان تاثير بگذارد.

- حاكميت شركتي را حاكميت واحد تجاري يا نظام راهبري سازماني نيز ناميده اند. بدين ترتيب ، وجود سازوكارهاي حاكميت شركتي تضمين كننده منافع سرمايه گذاران ، اعتبار دهندگان ، مشتريان و ساير ذي نفعان است و زمينه تحقق آن ، از طريق اتخاذ تصميمات بهينه توسط هيئت هاي اجرايي و تدوين قوانين و مقررات لازم الاجرا فراهم مي شود. تمامي اين موارد، تامين كننده چهار هدف اصلي ايفاي مسئوليت پاسخ گويي، شفافيت، عدالت، انصاف و رعايت حقوق ذي نفعان است موضوع حاكميت شركتي از دهه 1990 در كشورهاي پيشرفته صنعتي جهان نظير امريكا ، انگلستان، كانادا و برخي كشورهاي اروپايي مطرح شد.

هدف اصلي حاكميت شركتي تعيين كنترل ها و نظارت هاي صحيح في ما بين سهامداران، هيئت مديره و مديران اجرايي است بنابراين،اگر در شركت ها به اصول حاكميت شركتي توجه مناسب نشود چارچوب منطقي براي ايجاد اعتماد بلند مدت ميان تصميم گيران شركت و ذي نفعان فراهم نخواهد شد. حاكميت ويژگي هاي مطلوب باعث می شود که مشوق هاي لازم را براي هيئت مديره و مديران اجرايي به گونه اي فراهم كند كه در راستاي دستيابي به اهداف شركت و سهامداران عمل نمايند بعلاوه نظارت كارا و اثر بخش را تسهيل نمايد و در نهایت منجر به تخصيص بهينه منابع گردد. از جمله مکانیزمهای حاکمیت شرکتی شامل هئیت مدیره، ساختار مالکیت می باشد که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار می گیرند که بطور خلاصه در ادامه تشریح می گردد.

3-3) حاکمیت شرکتی و کیفیت حسابرسی

حسابرسی به عنوان حرفه اي مستقل، وظیفه خطیري در جهت اعتباردهی گزارش هاي مالی براي جامعه استفاده کنندگان اطلاعات مالی، بر عهده دارد. اطلاعات مالی حسابرسی شده ابزاري براي کاهش مخاطره سرمایه گذاري ها، بهبود کیفیت تصمیم گیري درون سازمانی و برون سازمانی، افزایش سطح بازده ناشی از دادوستد اوراق بهادار و بهبود ساختار سبد سرمایه گذاري افراد و گروه هاي مختلف است. فرض اولیه مکانیزم حاکمیت شرکتی و فرآیند حسابرسی که یکی از اجزاي بسیار مهم آن تلقی میگردد، این است که هدف واحد تجاري، حفظ منافع سهامداران میباشد. اما نکته اساسی براي حسابرسان آن است که آن ها بعنوان نمایندگان بازار، چگونه میتوانند از وجود حاکمیت شرکتی در جهت اجراي اثربخش تر وظایف خود از قبیل اعتباردهی سود ببرند. همان طوري که قوت حاکمیت شرکتی بر کیفیت گزارشگري مالی موثر است، به نظر می رسد که این امر به طور بالقوه بر تصمیمات و قضاوت هاي حسابرسان در مراحل مختلف کار حسابرسی نیز اثرگذار است. فرآیند های حاکمیت شرکتی در دو مرحله باعث بهبود اطمینان بخشی حسابرسان مستقل می گردد. اولا در مرحله اول هنگام انتخاب حسابرسان است که مکانیزم های حاکمیت شرکتی مانند، هئیت مدیره، کمیته حسابرسی و سایر ارکان کنترلی شرکت، با معرفی حسابرسان مستقل و یا تعویض حسابرسان کنونی با حسابرسانی با کیفیت تر می توانند در بهبود فرآیند حسابرسی نقش آفرین باشند. در مرحله دوم در اجرای حسابرسی صورت های مالی است که اجزای حاکمیت شرکتی با ایجاد هماهنگی در فرآیند حسابرسی و ایجاد تسهیلات لازم برای حسابرسان باعث بهبود کیفیت گزارشات مالی می گردد.

در پژوهش حاضر ارتباط بین مکانیزم های حاکمیت شرکتی و نوع حسابرسان سنجیده می شود. ساختار مالکیت از عوامل کنترلی بنگاه ها بوده این ساختار بر حاکمیت شرکتی و همچنین ارزش بنگاه ها تاثیر گذار است. تمرکز بیش از اندازه بر مالکیت، توسط مالکان عمده باعث افزایش فشار آنها برای دستیابی به منافع شخصی بیشتر می شود. این تمرکز با بی اثر گذاشتن مکانیزمهای حاکمیت شرکتی باعث می گردد که فقط بدنبال منافع مالکان عمده می باشند(لین و همکاران[10]، 2007). لذا تمرکز مالکیت باعث می گردد که در هنگام نیاز مالکان خواستار مدیریت سود و یا کاهش کیفیت گزارشات شوند. این تمایل باعث می گردد که آنها بدنبال حسابرسانی منعطف و نه چندان مستقل بگردند که در مواقع ضروری خواسته های آنها را بپذیرند(هاو و همکاران[11]، 2004). لذا مالکان گروه فشار که بر بنگاه متمرکز هستند، نسبت به انتخاب حسابرسان بزگتر به کوچکتر و یا از حسابرسان با کیفیت تر به حسابرسانی با کیفیت کمتر اقدام می کنند(لین و لیو[12]، 2010).

علاوه بر تمرکز مالیکت کیفیت هئیت مدیره یا در واقع استقلال هئیت مدیره یکی دیگر از موارد داخلی حاکمیت شرکتی می باشد که بر انتخاب حسابرسان مستقل یا تعویض آنان تاثیر گذار است. هئیت مدیره و اعضای غیر موظف آنان با توجه به استقلالی که در مدیریت واحد انتفاعی دارند، همواره تمامی تلاش خود را برای کاهش مدیریت سود بنگاه اعمال می داند لذا آنها خواستار بالاترین کیفیت حسابرسان مستقل در جریان رسیدگی به صورتهای مالی هستند. بی کیفیتی حسابرسان و یا نزدیکی مدیران اجرایی با حسابرسان که استقلال حسابرسان را به خطر می اندازد، باعث می شود که هئیت مدیره اقداماتی را در جهت تغییر حسابرسان موجود با حسابرسان با کیفیت تر انجام دهند تا آنها بتوانند حاکمیت شرکتی را به گونه ای بهتر به انجام برسانند.

از مکانیز دیگر حاکمیت شرکتی جدایی پست ریاست هئیت مدیره از مدیرعاملی شرکت های می باشد. با توجه به اینکه هئیت مدیره به دنبال نظارت بر مدیران و حفظ حقوق ذینفعان است لذا حفظ ویژگی نظارتی داخلی هئیت مدیره که هم زمان مستقل و بی طرف نیز باشد لازم و ضروری است. یکسان بودن وظایف هئیت مدیره و مدیر اجرایی یا هئیت مدیره و مدیر عاملی مانع نقش مستقل هئیت مدیره در نظارت بر اعمال داخلی مدیران می گردد(جیراپورن و همکاران[13]، 2005). یکسان بودن این وظایف باعث نقسان در هدایت و راهبری و نظارت شرکت می گردد در نتیجه همواره بایستی بین ریاست هئیت مدیره و مدیر عاملی شرکت تفکیک وجود داشته باشد تا وظایف حاکمیتی شرکتی اعضای هئیت مدیره بگونه ای که برایشان تعریف شده انجام پذیرد(لین و لیو، 2010).

لذا باتوجه به تاثیری که مکانیزمهای مختلف حاکمیت شرکتی می تواند بر انتخاب نوع حسابرس و کیفیت آن داشته باشد، مسئله اصلی در تحقیق حاضر بدین صورت می باشد که این مکانیزمها به چه صورتی بر انتخاب حسابرسان و کیفیت آنها تاثیر گذار است. بر همین اساس و در راستای دستیابی به مسئله مطرح شده، پژوهشگر بدنبال ارزیابی تاثیر مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بر کیفیت حسابرسان و انتخاب نوع حسابرس می باشد

 

4) سابقه و ضرورت انجام تحقيق:

آقایی و کوچکی(1374) معتقدند، کیفیت کار موسسه های حسابرسی متفاوت است و بطور مستقیم نمی توان با مشاهده موسسه ها تشخیص داد که کدام موسسه از کیفیت کاری بالاتری برخوردار است. تحقیق ها نشان می دهند اندازه، قدمت، شهرت و نام تجاری موسسه های حسابرسی می توانند معیارهای متمایز کننده کیفیت حسابرسی باشند. تاريخچه پژوهشها در زمينه كيفيت حسابرسي را مي توان به دو دسته اصلي تقسيم نمود، پژوهش هايي كه از ديدگاه عرضه كنندگان صورت گرفته است و پژوهش هايي كه با ديدگاه تقاضاكنندگان به عمل آمده است. پژوهش هايي كه از ديدگاه عرضه كنندگان انجام شده، عمدتاً بر عواملي تأكيد مي نمايد كه بر توانايي هاي حسابرسي در ارايه حسابرسي با كيفيت بالا تأثير مي گذارد. برعكس پژوهش هايي كه از ديدگاه متقاضيان خدمات حسابرسي صورت گرفته عمدتاً با عواملي سروكار دارد كه بر استفاده كنندگان گزارش هاي حسابرسي از جمله سهامداران، مراجع قانوني، اعتباردهندگا ن و صاحبكاران تأثير مي گذارد. از ديدگاه حسابرسان توانايي حسابرس و انگيزه هاي اقتصادي بر كيفيت حسابرسي مؤثر است. همچنين حسابرسان حرفه اي و خبره درك بالاتري از اشتباه هاي مرتكب شده در تهيه صور تهاي مالي دارند كه اين امر مي تواند كيفيت تصميمات حسابرسي را افزايش دهد. از ديدگاه حسابرسان، اندازه مؤسسه حسابرسي يكي از ويژگي هايي است كه بر كيفيت حسابرسي اثر دارد.

مکانیزمهای مختلف حاکمیت شرکتی هر یک به گونه ای بر روند راهبری شرکتها و چگونگی هدایت آنها تاثیر گذارند این مکانیزمها علاوه بر تلاش برای احقاق حقوق ذینفعان تحت تاثیر قراردادهای نمایندگی نیز قرار گرفته و ممکن است تلاش برای چگونگی اجرای یک مکانیزم در راستای منفعت گروه خاصی از سهامداران، سرمایه داران و یا مالکان باشد. لذا تاثیری که حاکمیت شرکتی از طریف عواملی مانند کمیته حسابرسی، حسابرسی داخلی، ساختارهای مالکیت و ساختارهای مدیریت می تواند بر نحوه انتخاب حسابرسان مستقل داشته باشد حائز اهمیت است. زیرا حسابرسی مستقل تنها روند نظارتی مستقلی است که تصمیم گیری سرمایه گذاران بر اساس تائید کنندگی آنها واقع شده است لذا در صورتی که یکی از ارکان حاکمیت شرکتی بتواند حسابرسان مستقل را در راستای اهداف از پیش تعیین شده خود همراهی نماید، می تواند گفت که حاکمیت شرکتی اقدام به انحراف ذینفعان می نماید. همچنین باتوجه به اینکه ساختارهای حاکمیت شرکتی عمدتا در راس بنگاه ها قرار دارند لذا همواره قدرت و نفوذ کافی برای هدایت بنگاه را به مسیرهای مختلف دارند لذا تاثیرگذاری حاکمیت شرکتی بر کیفیت حسابرسان و یا انتخاب نوع حسابرسان می تواند ناشی از فرصت طلبانه این ارکان بوده و یا در راستای حفظ منافع ذینفعان باشد. در هر صورت انتظار می رود که تاثیری که حاکمیت شرکتی بر حسابرسان مستقل دارد همواره در راستای حفظ حقوق همه ذینفعان و تلاش برای هدایت صحیح شرکتها باشد.

در نتیجه باتوجه به اهمیت و ضرورت تاثیرگذاری حاکمیت شرکتی بر کیفیت حسابرسی و انتخاب حسابرسان با کیفیت، پژوهشگر در تحقیق حاضر بدنبال ارزیابی تاثیر مکانیزمهای متفاوت حاکمیت شرکتی بر کیفیت حسابرسان و انتخاب حسابرسان می باشد.

4-1) تحقیقات خارجی

آزرول و همکاران (2016) در تحقیقی به ارزیابی تاثیر عوامل مختلف حاکمیت شرکتی بر کیفیت حسابرسان پرداختند. آنها در پژوهش خود 300 شرکت متعلق به بورس اوراق بهادار مالزی را در دوره زمانی بین 2003 لغایت 2008 بررسی نمودند. نتایج نشان داد که مکانیزمهای حاکمیت شرکتی تاثیر معنی داری بر کیفیت حسابرسان و انتخاب آنها دارند و در این مکانیزمها تلاش می نمایند که همواره بنگاه ها حسابرسانی با کیفیت را وارد شرکت نمایند.

حسین لی و هوی (2013) در پژوهشی به بررسی تاثیر چهار موسسه برتر حسابرسی در بار ارزشی سود و حقوق صاحبان سهام پرداختند. تحقیق فوق در بازار سرمایه تایوان صورت پذیرفت و نتایج حاصل از آن نشان داد که سود و ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام شرکت هایی که توسط چهار موسسه برتر حسابرسی می شوند تغییرپذیرتر از شرکت هایی هستند که توسط موسسات کوچک حسابرسی می شوند همچنین بار ارزشی سود در شرکت های که توسط چهار موسسه برتر حسابرسی می شوند بسیار مربوط تر و دارای ارزش پیش بینی کنندگی بیشتری نسبت به شرکت هایی است که توسط موسسات کوچک حسابرسی می شوند.

نیلا و ابتیسم (2014) طی تحقیقی به بررسی ارتباط بین ترکیب هیأت مدیره، کیفیت حسابرس مستقل و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در تونس پرداختند. آنها بانکهای تونسی را برای دوره بین 2003 لغایت 2007 بررسی نمودند نتایج تحلیل ها داده ها نشان داد که بین دوگانگی وظایف هیأت مدیره و مدیره عامل ارتباط مستقیم با مدیریت سود وجود دارد همچنین وجود نماینده هیأت مدیره از مالکان نهادی باعث تعدیل مدیریت سود می گردد بعلاوه حسابرسی بنگاه توسط چهار موسسه حسابرسی بزرگ باعث تلاش برای محدودیت در مدیریت سود بانک ها تونسی می گردد.

دیویس و همکاران (2009) در تحقیقی به این نتیجه رسیدند که شرکت هایی که داراي ارتباط طولانی با حسابرس هستند، به احتمال زیاد براي رسیدن به سودهاي پیش بینی شده، بیشتر از اقلام تعهدي اختیاري استفاده می کنند. مارتينز و مندز (2010) به بررسي ارتباط بين تغيير حسابرس و مديريت سود شرکت ها در بورس کشور برزيل پرداختند. آنها با بکارگيري روش اقلام تعهدي سرمايه در گردش (AWCA)، اثرات تغيير حسابرس را بر روي مديريت سود با تمرکز بر روي دليل تغيير حسابرس(اجباري يا اختياري) تجزيه و تحليل کردند. نتايج مبين اين مطلب بود که ارتباط معناداري بين تغيير حسابرس و مديريت سود شرکت ها وجود ندارد.

چن و همکاران[14](2005) در پژوهشی تحت عنوان کیفیت حسابرسی و مدیریت سود برای شرکتهای درگیر در عرضه عمومی سهام تایوان با انتخاب 4 شرکت بزرگ حسابرسی به عنوان حسابرسان باکیفیت و مقایسه سود در شرکتهای حسابرسی شده توسط این 4 شرکت با سود در سایر شرکتهایی که توسط غیر این 4 شرکت حسابرسی شده اند به بررسی ارتباط کیفیت حسابرسی و مدیریت سود در مراحل قبل و بعد از عرضه عمومی سهام پرداختند و به این نتیجه رسیدند که اولا در چنین شرکتهایی مدیریت سود رخ می دهد و ثانیا بین مدیریت سود و کیفیت حسابرسی ارتباط معنی داری وجود دارد به این صورت که بالاتر بودن کیفیت حسابرسی موجب کاهش مدیریت سود در این شرکتها می شود.

مت نور و سولانگ (2010) در پژوهشي با عنوان "سازوکارهاي راهبري شرکتي و ارزش شرکت"، به بررسي تأثير سازوکارهاي راهبري شرکتي شامل سود تقسيمي، تمرکز مالکيت، مالکيت نهادي، مالکيت خارجي، درصد سهام هيأت مديره، دوگانگي وظيفه مدير عامل و درصد اعضاي غيرموظف هيأت مديره بر ارزش ۴۰۳ شرکت فعال در بورس اوراق بهادار مالزي در سال هاي 2002 -2005 پرداختند. آنها براي آزمون فرضيهها از مدل رگرسيون چند متغيره و براي تعيين ارزش توبين استفاده کرده اند. آنها همچنين اندازه شرکت Q شرکتهاي مورد بررسي از مدل ساده شده (لگاريتم طبيعي مجموع دارايي شرکت) و نسبت بدهي (نسبت کل بدهي به دارايي شرکت) به عنوان متغير کنترلي در نظر گرفته اند. يافته ها نشان ميدهد رابطه منفي و معنادار بين دوگانگي وظيفه مديرعامل به عنوان يکي از سازوکارهاي راهبري شرکتي و ارزش شرکت وجود دارد.

4-3) تحقیقات داخلی

رهنمای رود پشتی و همکاران (1391)  به ارائه الگوی سنجش تأثیر مکانیزم‌های حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. قلمرو زمانی دوره‌ی پنج ساله از سال 1383 تا پایان 1387 به تعداد 196 شرکت می‌باشد. و از متدولوژی داده‌های ترکیبی رابطة بین متغیرها ارزیابی و آزمون شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بین تمرکز مالکیت و نسبت اعضای غیر موظف هیئت مدیره با مدیریت سود رابطه منفی معنی‌داری وبین سهامداران نهادی و مدیریت سود رابطه مثبت معنی‌داری وجود دارد اما بین تصدی دو پست مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره با مدیریت سود رابطه معنی‌داری وجود ندارد. و بین متغیرهای کنترلی (اندازه شرکت و اهرم مالی) و مدیریت سود نیز رابطه مثبت معنی‌داری وجود دارد.

باقرآبادی و طیبی (1390) به بررسی اثر تغییر حسابرس مستقل در شرکت‌های بورسی پرداختند، یافته نشان داد که تغییر اختیاری حسابرس طی دوره تحقیق (1383-1387) در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با مدیریت سود شرکت‌ها دارای رابطه معناداری نمی‌باشد. لذا می‌توان نتیجه گرفت در ایران عوامل دیگری زمینه ساز تغییر حسابرس در شرکت‌ها می‌باشند.

اسماعیل زاده مقری و همکاران (1389) طی تحقیق خود تأثیر حاکمیت شرکتی بر کیفیت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1387-1383 را مورد بررسی قرار دادند. ساز و کارهای حاکمیت شرکتی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است، درصد مالکیت سهامداران نهادی، تعداد بلوک سهامداران عمده، درصد مدیران غیر موظف در هیأت مدیره، عدم وجود مدیر عامل به عنوان رئیس یا نایب رئیس هیأت مدیره و اندازه حاسبرسی مستقل می‌باشد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که رابطه معنی‌دار مثبتی بین درصد مالکیت سهامداران نهادی، تعداد بلوک سهامداران عمده، درصد مدیران غیر موظف در ترکیب هیأت مدیره، عدم وجود مدیر عامل شرکت به عنوان رئیس یا نایب رئیس هیأت مدیره و اندازه‌ حسابرسی شرکت و کیفیت سود وجود دارد.

5) هدفها:

در سال های اخیر تحقیقات زیادی با بررسی کیفیت حسابرسی در ایران انجام شده است. اما در تحقیق حاضر مکانیزمهای مختلفی از حاکمیت شرکتی مورد بررسی قرار می گیرد و تاثیر آنها بر کیفیت حسابرسی و انتخاب حسابرسان بررسی می گردد لذا هدف تحقیق حاضر بصورت زیر می باشد:

ارزیابی تاثیر مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بر کیفیت حسابرسی

6) فرضيه ها:‌ (‌هر فرضيه به صورت جمله خبري نوشته شود.)

با توجه به تاثیری که حاکمیت شرکتی می تواند بر کیفیت حسابرسی و همچنین انتخاب حسابرسان داشته باشد، فرضیات زیر جهت دستیابی به مسئله مطرح شده ارائه می گردد:

فرضیه اول:

وجود کمیته حسابرسی منجر به بهبود کیفیت حسابرسی و انتخاب حسابرسانی با کیفیت می گردد.

فرضیه دوم:

بین تمرکز مالکیت و انتخاب حسابرسان با کیفیت ارتباط معکوسی وجود دارد.

فرضیه سوم:

جدایی وظایف مدیر عامل از ریاست هیآت مدیره منجر به بهبود کیفیت حسابرسی و انتخاب حسابرسانی با کیفیت می گردد.

فرضیه چهارم:

استقلال هیات مدیره منجر به بهبود کیفیت حسابرسی و انتخاب حسابرسانی با کیفیت می گردد.

فرضیه پنجم:

افزایش مالکیت نهادی منجر به بهبود کیفیت حسابرسی و انتخاب حسابرسانی با کیفیت می گردد.

فرضیه ششم:

بین شرکتهای شبه دولتی و انتخاب حسابرسان با کیفیت ارتباط معکوسی وجود دارد.

فرضیه هفتم:

بین روند افزایشی قیمت سهام شرکتها و انتخاب حسابرسان با کیفیت ارتباط مثبتی وجود دارد.

6-1) متغیرهای تحقیق حاضر بصورت زیر می باشد:

ردیف فرضیه متغیر وابسته متغیر مستقل متغیر کنترلی
1 اول کیفیت حسابرس کمیته حسابرسی اندازه شرکت، گردش دارایی، بازده دارایی، نسبت دارایی جاری و اهرم مالی
2 دوم کیفیت حسابرس تمرکز مالکیت اندازه شرکت، گردش دارایی، بازده دارایی، نسبت دارایی جاری و اهرم مالی
3 سوم کیفیت حسابرس جدایی وظایف مدیر عامل از ریاست هیآت مدیره اندازه شرکت، گردش دارایی، بازده دارایی، نسبت دارایی جاری و اهرم مالی
4 چهارم کیفیت حسابرس استقلال هیات مدیره اندازه شرکت، گردش دارایی، بازده دارایی، نسبت دارایی جاری و اهرم مالی
5 پنجم کیفیت حسابرس افزایش مالکیت نهادی اندازه شرکت، گردش دارایی، بازده دارایی، نسبت دارایی جاری و اهرم مالی
6 ششم کیفیت حسابرس شرکتهای شبه دولتی اندازه شرکت، گردش دارایی، بازده دارایی، نسبت دارایی جاری و اهرم مالی
7 هفتم کیفیت حسابرس قیمت سهام اندازه شرکت، گردش دارایی، بازده دارایی، نسبت دارایی جاری و اهرم مالی

جدول (1): متغیرهای پژوهش

6-2) تعریف عملیاتی متغیرها به صورت زیر می باشد

نام متغیر نوع متغیر نماد تعریف متغیر
کیفیت حسابرس وابسته AQ متغیر مجازی، بدین صورت که اگر حسابرس شرکت سازمان حسابرسی باشد عدد یک در غیر اینصورت عدد صفر اختصاص می یابد
کمیته حسابرسی مستقل AC متغیر مجازی، بدین صورت که اگر شرکت دارای کمیته حسابرسی باشد عدد یک در غیر اینصورت عدد صفر اختصاص می یابد
تمرکز مالکیت مستقل CON عبارت است از درصد سهامی که در اختیار بزرگترین سهامدارن شرکت می باشد
جدایی وظایف مدیر عامل از ریاست هیآت مدیره مستقل DUAL متغیر مجازی بدین صورت که اگر وظیفه مدیر عامل و ریاست هیات مدیره به عهده یک نفر باشد عدد یک در غیر اینصورت عدد صفر اختصاص می یابد.
استقلال هیات مدیره مستقل IND عبارت است از نسبت اعضای غیر موظف هیات مدیره به کل اعضای هیات مدیره
مالکیت نهادی مستقل INST عبارت است از درصد سهامی که در اختیار مالکان نهادی می باشد و مالکیان نهادی نیز بر اساس بند 27 ماده 1 قانون بورس اوراق بهادار ایران ارزیابی می گردد
شرکتهای شبه دولتی مستقل GOV متغیر مجازی بدین صورت که اگر دولت بخشی از سهام شرکت را در اختیار داشته باشد عدد یک در غیر اینصورت عدد صفر اختصاص می یابد
قیمت سهام مستقل PRICE عبارت است از قیمت سهام در پایان سال مالی
اندازه شرکت کنترلی SIZE عبارت است لگاریتم طبیعی کل دارایی های شرکت
گردش دارایی کنترلی TURN عبارت است از نسبت کل دارایی به کل فروش شرکت
بازده دارایی کنترلی ROA عبارت است از تقسیم سودخالص به کل دارایی
نسبت دارایی جاری کنترلی CUR عبارت است از نسبت دارایی های جاری به کل دارایی ها
اهرم مالی کنترلی LEV عبارت است از نسبت کل بدهی ها به کل دارایی ها

جدول (2): تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق

مدل مفهومي تحقيق

مدل مفهومی تحقیق باتوجه به روابط مطرح شده بین متغیرهای تحقیق و همچنی تحقیق آزرول و همکاران (2016) بصورت زیر می باشد:

انجام پایان نامه حسابداری

) كاربردهاي متصور از تحقيق:

اهداف کاربردی پژوهش حاضر را می تواند به صورت زیر ارزیابی نمود.

هدف کاربردی پژوهش حاضر برای سرمایه گذاران، سهامداران، مدیران و تحلیل گران بازار سرمایه است. به گونه ای که نتایج حاصل از  تحقیق حاضر قادر است مسیر درست شیوه ارزیابی بنگاه ها را به کاربران شناسایی نموده و آنها را راهنمایی می کند که با توجه به  نوع مکانیزم حاکمیت شرکتی تفسیر درستی از کیفیت حسابرسی شرکتها داشته باشند.بر همین اساس استفاده کنندگان از اطلاعات مالی شرکتها می تواند توانایی پیش بینی کنندگی و تائید کنندگی اطلاعات را از طریق ارزیابی کیفیت حسابرسی تبیین نمایند. بعلاوه محققان و مدیران نیز می تواند از نتایج تحقیق حاضر جهت تبیین دقیق تر شیوه انتخاب حسابرسان مستقل و نوع انتخاب آنها استفاده نمایند.

 

8) مراجع استفاده كننده از نتيجه پایاننامه:

استفاده کنندگان از تحقیق حاضر را می توان موارد زیر نام برد:

  1. مدیران
  2. استفاده کنندگان از اطلاعات صورتهای مالی
  3. تحلیلگران بازار مالی
  4. پژوهشگران

 

9) روش انجام تحقيق:

تحقیق حاضر از شاخه تحقیق های تجربی و نوع پس رویدادی است که بر اساس اطلاعات واقعی بازار سهام و صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام خواهد شد. با توجه به اینکه در تحقیق حاضر بررسی ارتباط بین دو متغیر مورد بررسی قرار می گیرد، تحقیق از نوع همبستگی می باشد. اطلاعات اساسی این تحقیق، ارزش بازار سهام و اطلاعات مرتبط با صورت های مالی شرکت ها است. در این تحقیق ارتباط بین متغیر مستقل (مکانیزمهای حاکمیت شرکتی) با متغیر وابسته (کیفیت حسابرسی) مورد سنجش قرار می گیرد.

 

1ـ9) روش و ابزار گردآوري اطلاعات:

داده‌های مورد نیاز تحقیق از منابع کتابخانه‌ای، اطلاعیه‌های منتشر شده توسط سازمان بورس و اوراق بهادار بانک جامع اطلاعاتی شرکت‌ها در سایت رسمی سازمان بورس ، نرم افزار تدبیر پرداز و ... گردآوری می‌شود. ابتدا از طریق منابع کتابخانه ای، نشریات، مقالات و منابع علمی مختلف(سایتهای علمی) ادبیات و نظریه های مربوط به موضوع تحقیق تدوین می گردد. سپس مرحله اصلی تحقیق از طریق استخراج اطلاعات از صورتهای مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران آغاز می گردد اطلاعات استخراج شده از طریق اکسل تلخیص و طبقه بندی گردیده و درنهایت از طریق نرم‌افزار EVIEWS و با استفاده از روش رگرسیون، رابطه ریاضی بین متغیر مستقل و وابسته تعیین می‌شود.

 

2-9) روش تجزیه و تحلیل داده‌ها:

برای آزمون فرضیه های این مطالعه تحلیل همبستگی رگرسیون چندگانه (چندمتغیره) مورد استفاده قرار می گیرد. رگرسیون چند متغیره روشی برای بررسی تاثیر چند متغیر مستقل در پیش بینی متغیر وابسته است. معادله این رگرسیون به صورت زیر است:

Y = a + b1x1 + b2x2 + b 3 x 3 +e

در این معادله: a: عرض از مبداء، b: ضریب رگرسیو